سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
59
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
علاوه بر آنچه استحقاق داشته قصاص كرده لاجرم دو ديه بايد به مقتولين ثلا ردّ كند كه ايشان آن را بين خود بالسّويّه تقسيم كند پس بهر كدام دو ثلث ديه مىرسد چه آنكه هريك در ثلث قتل خالد شركت كردهان پس از هركدام به مقدار ثلث ديهاشان ساقط شده كه اين مقدار در قبال جنايتى است كه وارد نمودهاند و دو ثلث باقى را از ولى مقتول يعنى ولىّ خالد طلبكار مىباشند . و اگر ولىّ خالد در مقام قصاص قتل دو تن را اختيار كرد مثلا زيد و عمرو را كشت در اينجا بر سوّمى يعنى بكر لازم است در قابل جنايتى كه مرتكب شده و ان يك ثلث جنايت است ثلث ديه خالد را به ولىّ او بدهد و سپس ولىّ باقى را به آن افزوده و به زيد و عمرو ردّ كند بطورى كه بهر كدام دو ثلث ديهاشان كه مبلغ زائد بر جنايت ايشان است داده شود . چه آنكه ولىّ خالد در مقابل يك نفس كشته شده دو نفس را استيفاء كرده و به قصاص رسانده لاجرم يك ديه كامل بر عهدهاش مىآيد كه آن را به اضافه ثلث ديهاى كه از بكر گرفته لازم است به آن دو نفر يعنى زيد و عمرو ردّ نمايد . قوله : او جرحوه جراحات مجتمعة : يعنى همگى بر يك موضع از بدن مجنى عليه جراحت وارد كردند . قوله : او متفرّقة : يعنى هركدام جائى از بدنش را زخمى كردند . قوله : فمات بها : ضمير فاعلى در [ مات ] به مجنى عليه و ضمير مجرورى در [ بها ] به جراحات راجعست .